معنی زرباب
[ زِ ] (معرب، اِ) زر. یا آب زر. معرب است. (منتهی الارب) (آنندراج). صواب زریاب است با یای مثناة بعد از راء، طلا یا آب آن. معرب زر یعنی ذهب و آب بمعنی ماء. (از اقرب الموارد). مأخوذ از فارسی. زر و آب زر و درخشندگی آن و زردی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زرباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر