معنی زدب
10 بازدید
[ زِ ] (ع اِ) حصه و بهره از هر چیزی. ج، ازداب. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). بهره و نصیب است. جمع آن ازداب می آید. (ترجمهٔ قاموس). جوهری و صاحب لسان العرب این ماده را نیاورده اند. صاغانی گوید: بمعنی انصباء و این لغت بسی غریب است. (از تاج العروس). رجوع به متن اللغة شود.
کلمات همقافیه با «زدب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دب» برای سرودن شعر