معنی زداییده
10 بازدید
[ زِ / زُ / زَ دَ / دِ ] (ن مف) از میان رفته. نابود شده. زایل گشته و برطرف شده. || جلا یافته. صیقلی شده. پاک شده. صفا یافته.
کلمات همقافیه با «زداییده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر