معنی زدایانیدن
8 بازدید
[ زِ / زُ / زَ دَ ] (مص) به زداییدن و زدودن واداشتن دیگری را. (از فرهنگ شعوری). زدودن کنانیدن و زداییدن فرمودن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زدایانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر