معنی زخی
28 بازدید
[ زُ خَ ی ی ] (اِخ) عنبری از اولاد فرطبن عبدمناف صحابی است. پیغمبر (ص) او را برکت داد و با دست سرش را مسح کرد. (از منتهی الارب). وی فرزند بنت ثعلبهٔ عنبری است و نام او بسیار با اختلاف ضبط شده. دجین، دخی، رخی، دخین، از جمله ضبطهای نام اوست. ابن اثیر در اسد الغابه نام او را زخی ضبط کرده و ترجمه اش را آورده و در ذیل زبیب بن ثعلبه در همین لغت نامه اشارتی بدو رفته است. رجوع به اسدالغابه، تاج العروس و الاصابة ج ۲ ص ۱۸۰ و ج ۴ ص ۷ و نیز ام زینب و زبیب بن ثعلبه شود.
کلمات همقافیه با «زخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر