معنی زخور
6 بازدید
[ زُ ] (ع مص) بسیار شدن آب دریا و رود چنانکه از اطراف پراکنده شود، و این معنی از صحاح است. (از کنزاللغة). بسیار شدن آب دریا. (المصادر زوزنی چ تقی بینش ج ۱ ص ۲۳۳). || جوشیدن دیگ. (المصادر زوزنی چ تقی بینش ج ۱ ص ۲۳۳). رجوع به زخر شود. || موج برآوردن آب. (کنزاللغة). رجوع به زخر شود.
کلمات همقافیه با «زخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر