معنی زخم زبان زدن
6 بازدید
[ زَ مِ زَ زَ دَ ] (مص مرکب) طعن زدن. سرزنش کردن. گواژه گفتن. فسوس کردن. دشنام دادن. طعنه زدن. زخم زدن. رجوع به زخم زبان و طعنه شود.
کلمات همقافیه با «زخم زبان زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر