معنی زخم انداختن
7 بازدید
[ زَ اَ تَ ] (مص مرکب) خسته کردن. زخم افکندن. رجوع به زخم شود.
کلمات همقافیه با «زخم انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر