معنی زخم افکندن
11 بازدید
[ زَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) خسته و مجروح کردن. زخم انداختن. رجوع به زخم شود.
کلمات همقافیه با «زخم افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر