معنی زخمجای
7 بازدید
[ زَ ] (اِ مرکب) جای زخم. زخمگاه. محل زخم : سر زخم جایش بکردند خشک بریق و بقیر و بکافور و مشک.فردوسی. رجوع به «زخمگاه»، «زخمگه»، و «زخم» شود.
کلمات همقافیه با «زخمجای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر