معنی زخم

معنی زخم

9 بازدید
[ زَ ] (ع مص) سخت راندن کس را. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از تاج العروس) (از ناظم الاطباء).
[ زَ خَ ] (ع مص) تباه شدن و گندیدن گوشت. (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (آنندراج). پلید شدن و گندیدن گوشت مثل ازخام از باب افعال. پس آن گوشت زَخِم است یعنی گندیده. و فیه زَخَمة؛ یعنی در آن گندیدنی هست و این مخصوص گوشت حیوان درنده است. (از ترجمهٔ قاموس). این ماده را جوهری نیاورده. زَخَمَ و اَزْخَمَ و اَشْخَمَ؛ یعنی پلید و گندیده شد گوشت. (از تاج العروس). || (اِمص) (در تداول عامهٔ عرب) نیرومندی و سرسختی را گویند و این مأخوذ است از زخم بمعنی «سخت راندن» زیرا این معنی مدلول التزامی زخم بدان معنی است. (از متن اللغة).
[ زَ خِ ] (ع ص) گندیدهٔ تباه شده. (منتهی الارب). گندیده و تباه شده. (آنندراج). گندیده. یا این که زخم گوشتی است که میباشد تباه و پر است چربش و بوی در آن. (از ترجمهٔ قاموس) (از تاج العروس). گوشت چرب بدبو. پلید بدبو. (از متن اللغة). گندیدهٔ تباه گشته. فاسد شده. (ناظم الاطباء).
[ زَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب) (آنندراج). یاقوت آرد: نصر گوید، زخم (با فتح زاء) جایی است در نزدیکی مکه و در این شعر که از طرفه و یا بگفتهٔ برخی از مخبل سعدی است نام آن موضع آمده. بیت این است : لم تعتذر منها مدافع ذی ضال و لا عقب و لا الزخم. و بخط بعضی از اهل فضل دیدم که زخم در بیت مذکور با فتح زاء نوشته شده بود. (از معجم البلدان).
[ زَ ] (اِخ) در نهایه است که نام کوهیست نزدیک مکه. (از منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «زخم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «خم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید