معنی زخلوط
6 بازدید
[ زُ ] (ع ص) مرد ناکس و فرومایه. لغتی است در زحلوط با حاء مهمله و شاید لغت اخیر صواب باشد. (منتهی الارب) (از محیطالمحیط) (از متن اللغة). مرد ناکس و فرومایه. (ناظم الاطباء). این لغت را ابن عباد با خاء معجمه ضبط کرده است. (از ترجمهٔ قاموس).
کلمات همقافیه با «زخلوط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر