معنی زخرط
5 بازدید
[ زِ رِ ] (ع اِ) آب بینی شتر و گوسپند. (منتهی الارب) (ترجمهٔ قاموس) (از لسان العرب) (اقرب الموارد). || آب دهن شتر و گوسپند. (از منتهی الارب). لعاب شتر و گوسفند. (از ترجمهٔ قاموس) (از متن اللغة) (از محیط المحیط) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد). || نوعی از گیاه. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (از محیط المحیط) (از اقرب الموارد).[ زِ رِ ] (ع ص) ناقهٔ پیر. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «زخرط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رط» برای سرودن شعر