معنی زخرة
5 بازدید
[ زَ رَ ] (ع مص) مره است از زخر. (از اقرب الموارد). || پر بودن دریا از آب. مالامال بودن. لبریز از آب بودن دریا. || بمجاز و به استعارت از معنی فوق، دارای شرف و فخر زیاد بودن را نیز زخره گویند: «رأیت البحار فلم ار اغلب منه زخرة والجبال فلم ار اصلب منه صخرة»؛ دریاها را دیدم و پرتر و بلندتر از او ندیدم، کوهها را دیدم و از او سخت تر نیافتم. (از اساس البلاغة) (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «زخرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر