معنی زحنة

معنی زحنة

5 بازدید
[ زَ نَ ] (ع اِ) گرمای شدید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). گرمای سخت. (ترجمهٔ قاموس) (از متن اللغة) (از محیط المحیط) (از تاج العروس) (آنندراج). || (مص) بتعویق افتادن. معطلی داشتن. عقب افتادن از کاری بعلتی. گویند: «له زحنة بعد»؛ یعنی هنوز درنگ دارد، و این آنگاه باشد که مثلاً کسی آهنگ سفری کند و ناگهان کاری پیش آید که سفر او را بتعویق افکند. (از ذیل اقرب الموارد) (از لسان العرب) (از متن اللغة). گویند: لهم زحنة؛ یعنی کاری دارند که بکندی انجام میگیرد. (از لسان العرب) (از تاج العروس).
[ زُ حَ نَ ] (ع ص) مؤنث زُحَن. زن کوتاه بالا. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ترجمهٔ قاموس) (از متن اللغة) (از لسان العرب) (از محیط المحیط). زن کوتاه و فربه شکم. (از تاج العروس). || کاروان با بار و توابع خود. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). کاروانست با بارها و گرانیها و پیروها. (ترجمهٔ قاموس) (از متن اللغة) (از لسان العرب) (از محیط المحیط) (از تاج العروس).
[ زُ نَ ] (ع اِ) خم وادی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ترجمهٔ قاموس) (از متن اللغة) (از لسان العرب) (از محیط المحیط) (از تاج العروس). خم وادی و پیچ آن. (ناظم الاطباء).
[ زُ نَ ] (اِخ) نام پسر عبداللََّه قاتل ضحاک بن قیس در جنگ مرج راهط است و با میم (زُحْمة) نیز نقل شده است. (از منتهی الارب). پسر عبداللََّه قاتل ضحاک بن قیس است روز مرج. (ترجمهٔ قاموس). حافظ این نام را با میم «زحمه» ضبط کرد و صواب نیز همانست. صاحب قاموس زحنه و زحمه هر دو را آورده است. (از تاج العروس).

کلمات هم‌قافیه با «زحنة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید