معنی زحمة

معنی زحمة

6 بازدید
[ زَ مَ ] (ع مص) انبوهی کردن و بدوش بر زدن. (تاج المصادر بیهقی). در تنگنا افکندن. (از صحاح) (از معجم الوسیط). فشردن یکدیگر را بعلت کثرت و ضیق محل. رجوع به زحمت، مزاحمت و ازدحام شود. || آه کشیدن و دم زدن از روی درد بویژه زن بهنگام زاییدن. (از کازیمیرسکی). - زحمة ولادة؛ بمعنی زحمت زاییدنست و آن دردی است که بیرون می آید با آن بچه. (از ترجمهٔ قاموس). زحمة الولاده، زجمهٔ آن است. زحمة، زجمه و زکمة بیک معنی و هر سه بمعنی درد زاییدن است. (از تاج العروس). درد زاییدن. (از المعجم الوسیط). || (اِ) لقمه: زحم زحمةً؛ یعنی گرفت لقمه ای را. (از تاج العروس) (از متن اللغة). در نوادر این ماده با ها «زهمه» نیز نقل گردیده است. (از تاج العروس).
[ زُ مَ ] (اِخ) پسر عبداللََّه کلبی، کشندهٔ ضحاکست روز مرج راهط. (ترجمهٔ قاموس). زحمةبن عبداللََّه کلبی کشندهٔ ضحاک بن قیس است در جنگ مرج راهط. (ازمنتهی الارب) (تاج العروس).

کلمات هم‌قافیه با «زحمة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید