معنی زجور
11 بازدید
[ زَ ] (ع ص) شترماده ای که بچشم بشناسد و ببوی کردن ناشناس گردد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ناقه ای که شیر ندهد تا آنکه زجر کرده شود. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ناقه ای که بچهٔ دیگر را بوی کند و شیر ندهد. (منتهی الارب). ناقهٔ علوق را گویند و علوق ناقه ای است که با بچهٔ دیگر مهربانی کند و بو کند اما شیر ندهد و از شیر دادنش امتناع ورزد. (از اقرب الموارد ذیل زجور و علوق). || (اِ) (بمجاز) جنگ. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «زجور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر