معنی زجر گرفتن
6 بازدید
[ زَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) فال گرفتن. پیشگویی کردن. فال گفتن. عیافة. زجر: جماعتی از آن چینیان به علم، در شانهٔ گوسفند نگریدند و فال زجر بگرفتند. (مجمل التواریخ و القصص چ بهار ص ۱۰۳). و بسیاری از این کندا و فال گویان و و زجر و کسانی که در شانهٔ گوسفند نگرند پیش چین گرد آمدند... ده تا از آن فال گویان و دانایان چین پیش ترک فرستاد. (مجمل التواریخ و القصص چ بهار ص ۱۰۳). و رجوع به زجر، زجر کردن، فال، تفال، فالگیری، طیره، تطیر، عیافه و کهانة شود.
کلمات همقافیه با «زجر گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر