معنی زجرکش کردن
8 بازدید
[ زَ کُ کَ دَ ] (مص مرکب) بزجر کشتن. با شکنجه کشتن. شکنجه کردن. رجوع به زجر و زجرکش شدن شود.
کلمات همقافیه با «زجرکش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر