معنی زبینة
6 بازدید
[ زَ نَ ] (اِخ) ابن جندع بن لیث بن بکر، جدّ کلاب زبینی و اُبَیّ بن امیهٔ زبینی است. (از انساب سمعانی). رجوع به زبینی (... ابی...) شود.[ زَ نَ ] (اِخ) ابن مالک بن سبیعةبن ربیعةبن سبیع. جد اوس ابن مالک است. (از انساب سمعانی). رجوع به زبینی (... اوس) شود.
کلمات همقافیه با «زبینة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر