معنی زبیل

معنی زبیل

6 بازدید
[ زَ ] (ع اِ) کدوی خشک میان تهی کرده که زنان در وی پنبه نهند. انبان یا خنور. مرادف زِبّیل بدین معنی. ج، زُبُل، زُبْلان. (از منتهی الارب). زنبیل. (دهار). زِبّیل. زنبیل. (مهذب الاسماء). || سرگین. ج، زُبُل، زُبْلان. (منتهی الارب) (آنندراج). لغتی است در زِبْل. به معنی سرگین. (از متن اللغة). || (در تداول عامه) خاکروبه. آشغال. رجوع به زبیلدان شود. || کوت. رشوة. لغتی است در زِبْل. (از متن اللغة).
[ زِبْ بی ] (ع اِ) کدوی خشک میان تهی کرده که زنان در وی پنبه و جز آن نهند. مرادف زَبیل بدین معنی. انبان یا خنور. (از منتهی الارب). بمعنی زَبیل است. (از آنندراج). سبد یا انبان یا ظرفیست. (ترجمهٔ قاموس). سبد یا انبان یا یک نوع ظرف است. ج، زبابیل. (از قطر المحیط). || زبیل بده گل بچینم؛ از بازیهای مخصوص پسران چهارده، پانزده ساله است. بازیکنان پس از انتخاب یار و تقسیم شدن به دو دسته، روی زاویه های مثلث یا مربعی دوبدو می ایستند. دسته ای که شروع کنندهٔ بازیست روی کول افراد دستهٔ دیگری سوار میشوند. آنگاه سواران یکی پس از دیگری باید از کول نفر دستهٔ مقابل پائین بیایند و از زوایای مثلث یا مربع عبور کنند و عبارت زیر را تکرار کنند: «زبیل بده گل بچینم هو گل زنبق بچینم»، هر چند بار که این عبارت را تکرار میکنند باید با یک نفس باشد و در صورتی که یکی نفس کشید دستهٔ مقابل بازی را برده است. و با شرح بالا، به ادامهٔ بازی میپردازند ولی اگر یک نفس عبارت فوق را مکرر گفت بازی را برده است و نفر بعد از او دنبالهٔ بازی را ادامه می دهد.

کلمات هم‌قافیه با «زبیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید