معنی زبیب منقی
8 بازدید
[ زَ بی بِ مُ نَ قْ قا ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) زبیب دانه بیرون کرده را منقی نامند. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). منقی مویزدانه بیرون داده. (مقدمة الادب زمخشری چ فلوگل ص ۵۹). رجوع به زبیب بیدانه و زبیب شود.
کلمات همقافیه با «زبیب منقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر