معنی زبیب بری
10 بازدید
[ زَ بی بِ بَ رْ ری ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) زبیب الجبل است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). مویزک. مویزج. مویزه. کشمش کرکی. مویزک عسلی. دبق. مویزک کوهی. رجوع به زبیب الجبل شود.
کلمات همقافیه با «زبیب بری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر