معنی زبنیان
6 بازدید
[ زِ ] (اِخ) قریه ای است بری. از آنجاست قوام ابوعبداللََّه محمدبن ابراهیم. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «زبنیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر