معنی زبلاللقلق
6 بازدید
[ زِ لُلْ لَ لَ ] (ع اِ مرکب) پیخال لک لک. سرگین لق لق. مؤلف اختیارات بدیعی آرد: سرگین لقلق چون بیاشامند مصروع را بغایت نافع بود. مؤلف مخزن الادویه آرد: جالی بهق و کلف و آثار جلد و با بیضهٔ آن سیاه کنندهٔ موی و رافع صرع است.
کلمات همقافیه با «زبلاللقلق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر