معنی زبلالعصفور
7 بازدید
[ زِ لُلْ عُ ] (ع اِ مرکب) خرء العصفور. پیخال گنجشک. سرگین گنجشک. رجوع به مادهٔ قبل و تحفهٔ حکیم مؤمن، عصفور شود.
کلمات همقافیه با «زبلالعصفور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر