معنی زبلالعصافیر
5 بازدید
[ زِ لُلْ عَ ] (ع اِ مرکب) فضلهٔ گنجشک. نافع است بیاض را. (از قانون ابن سینا ج ۱). مؤلف اختیارات بدیعی آرد: سرگین گنجشک پاک کنندهٔ کلف از روی بود. چون بلعاب دهن بسرشند و بر ثالیل طلا کنند زایل گرداند و ثالیل بشیرازی کرک خوانند. (اختیارات بدیعی). رجوع به مادهٔ زیر شود.
کلمات همقافیه با «زبلالعصافیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر