معنی زبل‌الخطاف

معنی زبل‌الخطاف

9 بازدید
[ زِ لُلْ خَ طْ طا ] (ع اِ مرکب) سرگین پرستوگ. ابوعلی بن سینا در قانون آرد: زبل خطاف اثری شگرف در بهبود سپیدی چشم دارد و من خود آمیختهٔ آن را با عسل آزموده ام. زبل تمساح، و ورل نیز همین خاصیت دارند. (مفردات قانون چ ۱۵۹۳م. ج ۲ ص ۱۷۰). مؤلف اختیارات بدیعی آرد: چون با زهرهٔ گاو بسرشند و بر موی سیاه طلا کنند بهنگام سفید شود. (اختیارات بدیعی ذیل خطاف). مؤلف مخزن الادویه آرد: سرگین آن بغایت جالی و جهت نیکویی رنگ رخسار و رفع بهق و آثار جلد و با زهرهٔ گاو جهت سفید کردن موی سیاه، مجرب داشته اند. دارویی عجیب است برای رفع سفیدی ها. (از بحر الجواهر).

کلمات هم‌قافیه با «زبل‌الخطاف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید