معنی زبرزیر
5 بازدید
[ زَ بَ ] (ص مرکب) ویران. واژگون. پایین و بالا. زیرو زبر: بسا مفلس بینوا سیرشد بسا کار منعم زبرزیر شد.سعدی (بوستان). || درتداول فارسی زبانان در مکتبهای قدیم، حرکات کلمه را میگفتند. زیر و زبر هم بدین معنی می آید.
کلمات همقافیه با «زبرزیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر