معنی زبردست شدن
7 بازدید
[ زَ بَ دَ شُ دَ ] (مص مرکب) قوی شدن. توانا شدن و بدست آوردن قوت و قدرت : زبر دست شد مردم زیردست بکین مرد دینی بزین برنشست.فردوسی.
کلمات همقافیه با «زبردست شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر