معنی زبان سپید کردن
7 بازدید
[ زَ سَ / سِ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از اظهار عجز و فروتنی کردن. (ناظم الاطباء) (آنندراج): در کف اوصاف او لابه و زاری نطق چو دندان سپید کرد زبان را. شرف شفروه (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «زبان سپید کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر