معنی زبان زدن
9 بازدید
[ زَ زَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از حرف زدن و سخن گفتن باشد. (فرهنگ رشیدی). کنایه از سخن گفتن باشد. (آنندراج): اگر خواهی سخن گویی سخن بشنو سخن بشنو زبان آنکس تواند زد که اول گوش گردد او. نخشبی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «زبان زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر