معنی زبان را درکشیدن
7 بازدید
[ زَ دَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) ساکت شدن. سکوت کردن زبان در کشیدن : زبان را درکش ای سعدی ز شرح علم او گفتن تو در علمش چه دانی باش تا فردا علم گردد. سعدی.
کلمات همقافیه با «زبان را درکشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر