معنی زبان تر کردن
7 بازدید
[ زَ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از لقمه در دهن گذاشتن باشد. (آنندراج) (برهان قاطع). لقمه در دهان گذاشتن. (ناظم الاطباء). || کنایه از سخن گفتن باشد. (برهان قاطع) (آنندراج). سخن کردن. سخن گفتن. (ناظم الاطباء). سخن کردن. (فرهنگ رشیدی) (غیاث اللغات): با من بسلام خشک ای دوست زبان تر کن تا از مژه هر ساعت لعل ترت افشانم. خاقانی.
کلمات همقافیه با «زبان تر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر