معنی زبان ترازو
7 بازدید
[ زَ نِ تَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) خار ترازوی زرسنج. (غیاث اللغات). خاری که در میان دستهٔ ترازوی زر بشکل زبان باشد و چون آن خار برابر باشد و چپ و راست سرنکشد وزن راست باشد. (آنندراج). لسان المیزان. (المنجد). نقیب. (منتهی الارب): بمیزان قناعت بیش و کم کم پیش می آید زبان این ترازو را نمیدانم نمیدانم.صائب. رجوع به زبانه شود.
کلمات همقافیه با «زبان ترازو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زو» برای سرودن شعر