معنی زبان بیسر
6 بازدید
[ زَ نِ سَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از سخن بیهوده باشد. (خلاصهٔ بهارعجم) (آنندراج) (برهان قاطع). سخن بیهوده. (ناظم الاطباء). سخن بی سروته و لاطائل.
کلمات همقافیه با «زبان بیسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر