معنی زباری

معنی زباری

8 بازدید
[ زُ ] (اِخ) جعفر مکنی به ابوابراهیم بن محمدبن مظفربن محمدبن احمدبن محمد (زبارة) است. او از فرزندان محمد ملقب به زبارة و خود اهل نیشابور بوده است. خطیب در تاریخ بغداد گوید: وی در ۴۴۰ هـ . ق. ببغداد نزد ما آمد و در آنجا از ابوالحسن احمدبن محمدبن عمرحقاف و یحیی بن اسماعیل بن یحیی حربی و محمدبن احمدبن عبدوس مزکی و حاکم ابوعبداللََّه بیّع و ابوعبدالرحمن السلمی و نیز از جدّ خویش مظفربن محمد علوی زباری نقل حدیث کرد. او از جد خویش نیز روایاتی بکتابت دارد. زباری پیرو مذهب امامیه بود و احادیثی که بوسیلهٔ سماع نقل میکرد همه صحیح بود. من او را در مکه در اواخر سال ۴۴۶ هـ . ق. ملاقات کرده و از او حدیث شنیدم. وقتی از تاریخ ولادتش پرسیدم گفت در شوال ۳۸۶ هـ . ق. متولد شدم. سپس بسال ۴۴۸ هـ . ق. خبر وفات او را در نیشابور شنیدم. (از انساب سمعانی).
[ زُ ] (اِخ) ظفر مکنی به ابومنصوربن محمدبن احمدبن محمد (ملقب به زبارة)بن ابی عبداللََّه است. وی مردی صالح عابد پاک و سخی بود و از سوارکاران بشمار میرفت. در نیشابور از ابوعلی بن زبارة استماع حدیث کرد. و نیز در بخارا از ابوصالح خلف بن محمد خیام و در بغداد از ابوبکر احمدبن سلمان نجار و ابوعبداللََّه محمدبن مخلد عطار و در کوفه از ابوالحسین علی بن عبدالرحمن بن مانی کوفی و دیگر افراد این طبقه حدیث شنید و در بیشتر سماعهایش من خود با او بوده ام. دیگران نیز از او حدیث بسیار شنیده و کسب علم کرده اند. من خود در سفر و حضر ایمنی و خطر با او بسیار بسر برده ام و هرگز ندیدم نماز شب را فرو گذارد. وقتی در بغداد در خانهٔ چهار طبقه ای بسر میبردیم و شبها را بالای بام بیتوته میکردیم، ابومنصور در نیمه شب از بام فرود می آمد و پس از تجدید وضوء با مشقت فراوان ببام بازمیگشت و ورد (عبادت) خود را دنبال میکرد. هیچگاه مال خود را از مسلمانان دریغ نمیداشت و هر چه در دست داشت بذل میکرد و از تنگی عیش هراسی نداشت و براستی همچنان بود که فرزدق دربارهٔ پدران پاکش گفته: لا یقبض العمر بسطاً من اکفهم سیان ذلک ان اثر و او ان عدموا. (از انساب سمعانی).
[ زُ ] (اِخ) محمد مکنی به ابوالحسین بن احمدبن محمدبن عبداللََّه بن حسن بن حسین علی بن حسین علی بن ابیطالب. علوی مردی ادیب، حافظ قرآن، راویهٔ اشعار و از قدماء خاندان بنی زباره است، یعنی پدر دومش محمدبن عبداللََّه ملقب به «زباره» و خود برادر ابوعلی زباری میباشد. او شیخ طالبیین در نیشابور و خراسان در قرن ۳ و ۴ و فرزندش سید ابی محمد زباری معروف است. علاوه بر ادب و شعر در تواریخ و وقائع ایام اطلاعاتی وسیع داشت و دارای خطی دلکش و زبانی فصیح بود. گروه بیشماری از امراء و سرداران لشکر و همچنین از دیگر طبقات مردم در نیشابور بدو گرویدند. در این هنگام حکومت در دست ابوالحسن نصربن احمد بود و ابوالحسین زباری را در بند کرده ببخارا احضار و در آنجا زندانی کردند. امیر سعید پس از چندی وی را ببخشود و به نیشابور برگردانید و فرمود تا وظیفهٔ مقرره اش را ماهانه بپردازند و این خود نخستین بار بود که به یکی از علویان در خراسان (از طرف حکومت) مرتبی پرداخت میشد. ابوالحسین زباری از ابوعبداللََّه محمدبن ابراهیم بوشنجی و ابراهیم بن ابیطالب و ابراهیم بن اسحاق بن خزیمه و اقران او حدیث شنید و بوسیلهٔ علی بن قتیبه از فضل بن شاذان کتابةً نقل حدیث کرد. فرزندش ابومنصور از وی روایت دارد ابوالحسین در ۳۳۹ هـ . ق. درگذشت. (از انساب سمعانی).
[ زُ ] (اِخ) محمد مکنی به ابوعلی بن احمدبن محمد فرزند از نوهٔ دوم محمد معروف به «زبارة» است. او در عصر خویش بزرگ طالبیین نیشابور بلکه همهٔ خراسان بود. در ۲۶۰ هـ . ق. متولد شد و صد سال بزیست و در ۳۶۰ هـ . ق. درگذشت. ابوعلی از حسین بن فضل بجلی روایت دارد و برادرزاده اش ابومحمدبن ابی الحسن بن زبارة از او نقل حدیث کرده است. (از انساب سمعانی). رجوع به «زبارة» شود.
[ زُ ری ی ] (اِخ) یحیی مکنی به ابومحمدبن محمدبن احمدبن محمد (ملقب بزباره)بن عبداللََّه بن حسین فرزند ابوالحسین محمد و نوهٔ دوم زباره است. عالم و زاهد و فاضل بود و در نیشابور از ابوالعباس محمدبن یعقوب اصم و در مرو از ابوالعباس عبداللََّه بن حسین بصری و در بخارا از ابوصالح خلف بن محمدبن اسماعیل خیام و ابوبکر محمدبن عبداللََّه شافعی استماع حدیث کرد. حاکم ابوعبداللََّه حافظ نیشابوری خود از او حدیث شنیده و در تاریخ خویش وی را نام برده و گوید: ابومحمدبن ابوالحسن بن زبار علوی سید پرهیزکار و عالم و نویسنده است. کودکی را با هم سپری کردیم و او بدرجات نائل گردید و هیچکس دوران جاهلیت وی را یاد ندارد. در سالی که بمکه رفت کار امامت حاجیان را در نماز در مکه بعهده گرفت و پس از حج از راه گرگان به ایران بازگشت و هم در آنجا تا بهنگام وفات مقیم بود. در سال ۳۳۶ هـ . ق. فوائد او را در ۲۰ و اندی جزء تخریج کردم. ابومحمد زباری در بلاد گرگان نقل حدیث کرده و صاحب بن عباد نامه ای بدو نوشت و سید آن نامه را پاسخ داد. صاحب بن عباد در پشت نامهٔ جوابیهٔ سید چنین نگاشت: باللََّه قل لی اقرطاس یخط به هوام قد البسته حللاً باللََّه لفظک هذا سال منه عسل ام قد ضببت علی الفاظک العسلا. زباری در جمادی الاخرة ۳۷۶ هـ . ق. در گرگان در ۵۸ سالگی درگذشت. (از انساب سمعانی).
[ زَبْ با ] (ص نسبی) منسوب به زبّار جدّ محمدبن زبار کلبی است. (تاج العروس). رجوع به انساب سمعانی و مادهٔ ذیل شود.
[ زَبْ با ] (اِخ) محمد مکنی به ابوعبداللََّه بن زیادبن زبار کلبی از علماء حدیث و اهل بغداد است. بواسطهٔ شرفی از قطامی نقل حدیث کرده و احمدبن منصور رمادی از او روایت دارد. زباری اشعار بسیار روایت کرده و در نقل حدیث (برطبق گفتهٔ ابن اثیر) ثقه نیست. (تاج العروس). سمعانی آرد: ابوعبداللََّه محمدبن زیادبن زبار کلبی اهل بغداد است و بواسطهٔ ابی مردود مدینی و شرقی از قطامی نقل حدیث کرده. و زهیربن محمدبن قمیر و احمدبن منصور رمادی و ابوامیة محمدبن ابراهیم طرسوسی و احمدبن علی حرار و محمدبن غالب التمتام و احمدبن عبیدبن نافع از او روایت دارند. ابوحاتم رازی گوید: برای دیدار محمدبن زیادبن زبار که از مشایخ بشمار میرفت و شاعر بود رفتیم به انتظار ورود او در دهلیز خانه اش نشستیم. او که در خانه نبود پس از زمانی بنزد ما آمد، ابراز خستگی کرد ما چون نیک در او نگریستیم که او آن کس نیست که ما در طلبش هستیم و دیگر نزد او باز نگشتیم. صالح بن محمد حرزه دربارهٔ وی چنین گوید: حافظ محمدبن زیادبن زبار. و یحیی بن معین این سخن را صحیح ندانسته است. محمدبن زیادبن زبار بر طبق گفتهٔ صالح بن محمد در بغداد روایت شعر و نقل وقایع و تواریخ ملل میکرد ولی نقلهایش معتمد نیست. (از انساب سمعانی).

کلمات هم‌قافیه با «زباری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید