معنی زبار
5 بازدید
[ زَبْ با ] (اِخ) جد محمدبن زباد کلبی و او را زبور نیز گویند. (تاج العروس). رجوع به انساب سمعانی ذیل زبّاری شود.
کلمات همقافیه با «زبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر