معنی زایل گردانیدن
8 بازدید
[ یِ گَ دی دَ ] (مص مرکب) نابود ساختن. دفع کردن. زایل کردن : پس خدای عز و جل رحمت کرد و آن قحط را زایل گردانید. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۸۳). رجوع به ازاله و زایل کردن شود.
کلمات همقافیه با «زایل گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر