معنی زایل نمودن
8 بازدید
[ یِ نُ / نِ / نِ دَ ] (مص مرکب) تنحیة. (منتهی الارب). دور کردن. جدا ساختن. رجوع به ازاله و زیل شود.
کلمات همقافیه با «زایل نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر