معنی زایرنواز
6 بازدید
[ یِ نَ ] (نف مرکب) زائرنواز. آنکه سائلان، شاعران و کسانی را که بقصد زیارت او روند بنوازد و گرامی دارد: خدایگان خردپرور مروت ورز بلندهمت و زایرنواز و حرمت دان. فرخی.
کلمات همقافیه با «زایرنواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر