معنی زاولستان
6 بازدید
[ وُ لَ / لِ ] (اِخ) همان زابلستان است. (شرفنامهٔ منیری) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بیرونی آرد: اقلیم سوم از مشرق زمین چین آغازد و اندر او دار ملکت چینیان است و میانهٔ مملکت هندوان و تاتنیش و قندهار و زمین سند و شهرهای مولتان و بهاتیه و کرور و کوههای افغانان تا زاولستان و والشتان. (التفهیم ص ۱۹۹). مؤلف تاریخ جهانگشا آرد: و زاولستان و غزنین را تاج الدین ایلدوز بعد از رفتن و آشوبها بگرفت و حکم کرد. (جهانگشای جوینی چ لیدن ج ۲ ص ۶۲). حمداللََّه مستوفی آرد: بلاد قهستان و نیمروز و زاولستان هفده شهر است و هوای معتدل دارد و حدود آن تا ولایت مفازه و خراسان و ماوراءالنهر و کابل پیوسته است. حقوق دیوانیش داخل مملکت خراسان است و دارالملکش شهر سیستان، و شهر تون و قاین و خوسف و جنابذاز معظمات بلاد آن. (نزهة القلوب ج ۳ ص ۱۴۳): پریر قبلهٔ احرار زاولستان بود چنانکه کعبه است امروز اهل ایمان را. ناصرخسرو. بملک ترک چرا غره اید یاد کنید جلال و دولت محمود زاولستان را. ناصرخسرو. و ولایتهائی که در عهد پدرش قباد از دست رفته بود چون زاولستان و طخارستان و بلاد سند و دیگر اعمال، باز بدست آورد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۹۴).
کلمات همقافیه با «زاولستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر