معنی زاهقة
8 بازدید
[ هِ قَ ] (ع ص) مؤنث زاهق. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). || راحلة زاهقة؛ راحله ای است که سبقت نماید و پیشی گیرد بر دیگران. (ناظم الاطباء). || چاه عمیق. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). رجوع به زهوق شود.
کلمات همقافیه با «زاهقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر