معنی زاهدة
6 بازدید
[ هِ دَ ] (ع ص، اِ) مؤنث زاهد.[ هِ دَ ] (اِخ) امةالسلم مبارکة دختر ابراهیم بن علی بن ابی الحسین بن ابی الحریش، راوی حدیث و واعظی مشهور بود. علی بن مبارک معروف به ابن بانویه، شاعر و نحوی متوفی ۵۹۴ هـ . ق. فرزند او است. (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج ۵ ص ۲۰۰).[ هِ دَ ] (اِخ) دختر محمدبن عبداللََّه طاهری از روایت کنندگان حدیث است و مقاتلی مشیخهٔ وی را ضبط کرده است. ابن جمیزی و شادی و ابن حبان وی را اجازت داده اند. (از الدررالکامنة).[ هِ دَ ] (اِخ) دختر ابراهیم بن محمودبن سلمان ملقب به ام البرکات است. وی کتاب صحیح را نزد ست الوزراء (از زنان دانشمند) استماع کرده است. (از الدرر الکامنة).[ هِ دَ ] (اِخ) عدویهٔ دمشقیه دختر حسین بن عبداللََّه بن حسن از شیخ شمس الدین بن ابی عمر قسمتی از کتاب مشیخهٔ وی را شنید و روایت کرد و ابن رافع وی را یاد کرده است. عدویهٔ دمشقیه در ۷۵۸ هـ . ق. وفات یافت. (از الدررالکامنة).
کلمات همقافیه با «زاهدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر