معنی زاهدبیک
5 بازدید
[ هِ بَ ] (اِخ) فرستادهٔ (ایلچی) شاهزاده میرزا سلطان خرم فرزند محمد سلیم، پادشاه هندوستان است که از طرف وی به ایران آمد و چون در مشهد آوازهٔ عزیمت شاه عباس را بخراسان شنید، توقف کرده تا در آنجا با تشریفات مخصوص بخدمت شاهنشاه ایران رسید و هدایای نفیس شاهزادهٔ هندی را تقدیم داشت و بعرض رسانید که چون حضرت شاهزاده از جانب پدر نامدار عالیمقدار بین الاخوان بخطاب عالی شاه جهانی مخاطب و ممتاز گردیده، التماس شهزاده آن است که از موقف معلی شاهی ظل اللهی بدین خطاب نامی معزز و گرامی گردد، لهذا در آن صحیفهٔ لطیفه این بیت از واردات طبع میرزا ملک مشرقی نگاشته، کلک عطوفت سلک گردید: ز خرمی شد از آن بخت روزگار جوان که نور دیدهٔ خورشید گشت شاه جهان. رجوع به تاریخ عالم آرای عباسی چ امیرکبیر ج ۲ ص ۹۷۶ و ۹۷۷ شود.[ هِ بَ ] (اِخ) (زاهدبک) ابن عزالدین شیر از حکام حکاری (کردستان) بود و به شاه اسماعیل صفوی ابراز اطاعت کرد و منظور نظر شاهانه گشت و از عنایت بی غایت خسروانه منشور ایالت موروثی بدو ارزانی داشته و گاهی او را خطاب بلفظ عمی میکرده است. (تاریخ کرد رشید یاسمی از شرفنامه چ مصر). وی در ۹۰۷ هـ . ق. درگذشت. رجوع به معجم الانساب و الاسرات الحاکمه ص ۳۸۵ شود.
کلمات همقافیه با «زاهدبیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر