معنی زانیات
7 بازدید
(ع ص، اِ) جِ زانیة (مؤنث زانی). رجوع به زانی، زانیة و زناة شود. || مجازاً ستارگان : زانیاتند که در دار قمامه جمعند من از آن جمع چه نقصان به خراسان یابم. خاقانی. بسی زانیاتند دار فلک را از این دیر دارالزنا میگریزم.خاقانی. و رجوع به زانی و دارالزنا شود.
کلمات همقافیه با «زانیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر