معنی زانی
7 بازدید
(ع ص) مرد زانی. (اقرب الموارد). مرد زناکننده. زناکار. غتفره. (ناظم الاطباء). مردی که با زنی بدون نکاح جماع کند که نام آن زنا است. (فرهنگ نظام). و رجوع به زانٍ و زناة و زنا شود. || مجازاً روزگار. دهر: فرزند بسی دارد این دهر جفاجوی هر یک بد و بیحاصل چون مادر زانیش. ناصرخسرو. و رجوع به زانیه و زانیات شود.
کلمات همقافیه با «زانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر