معنی زانو شکستن
7 بازدید
[ شِ کَ تَ ] (مص مرکب) به ادب نشستن. (آنندراج): در باغ بهر مشق ستم هر بنفشه ای پیش خط سیاه تو زانو شکسته است. داراب بیک جویا (از آنندراج). و رجوع به زانو زدن شود.
کلمات همقافیه با «زانو شکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر