معنی زانو رصدگاه (رصدگه) کردن
6 بازدید
[ رَ صَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از مراقبه کردن باشد. (برهان قاطع). کنایه از مراقبه کردن و چیزی را چشم داشتن. (آنندراج). || کنایه از متفکر و اندوهگین نشستن باشد، و زانو رصد کردن هم هست که بی کلمهٔ گاه باشد. (برهان قاطع). کنایه از متفکر بودن. (آنندراج): زانو کنم رصدگه و در بیع، جای جان صد کاروان وجود معین درآورم.خاقانی. || پاس داشتن. (ناظم الاطباء). و رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۳۲۷ و از پس زانو نشستن شود.
کلمات همقافیه با «زانو رصدگاه (رصدگه) کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر