معنی زانو به دل برنهادن
8 بازدید
[ بَ دِ نَ / نِ دَ ] (مص مرکب) پاس داشتن مانند گربه ای که پاس موش را میدارد. (ناظم الاطباء): که چون گربه زانو بدل برنهند و گر صیدی افتد چو سگ برجهند. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «زانو به دل برنهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر